سفارش تبلیغ
صبا

ملاک های ازدواج - 3 (هدف اصلی و هدف اولیه از ازدواج)

هدف اصلی و نهائی زندگی و کارهایی که در زندگی انجام می دهیم رسیدن به مقامات بالای معنوی و انسانی و قرب الهی است. ولی اگر می خواهیم به هدف نهایی برسیم باید اهداف پایینتر مشخص باشد. کسی که می خواهد به مقصدی برسد و مثلا به زیارت حرم امام رضا علیه السلام برود هدف نهایی او زیارت آن امام عزیز است ولی برای اینکه به آن هدف برسد باید اهداف پایینتر را پشت سر بگذارد. مثلا اول باید مقدمات سفر را فراهم کند و بعد از حرکت به سوی مقصد ابتدا از شهرهای بین راه بگذرد و بعد به شهر مشهد برسد و در نهایت به زیارت ایشان برود. قطعا اگر کسی اهداف پایینتر و قبلتر از هدف اصلی را نداند بسیار بعید است که به هدف برسید. از جمله اهدافی که برای رسیدن به مقامات بالای معنوی نیاز است اطاعت دستورات الهی و تسلیم در مقابل حضرت حق است. از جمله دستوراتی که از جانب خداوند متعال به ما داده شده است و می تواند وسیله‌ای برای رسیدن به مقامات معنوی باشد ازدواج است. قطعا هر دستوری که خدا به ما می دهد شرایطی دارد که بدون در نظر گرفتن آن شرایط قطعا به هدف نهائی نخواهیم رسید. ازدواج به عنوان عملی که می تواند به عنوان وسیله ای برای رسیدن به مقامات بالای معنوی باشد خودش اهداف مختلفی دارد. باید در نظر داشته باشیم که اولین هدف از ازدواج برای مرد باید تامین نیازهای جنسی و برای زن تامین نیازهای عاطفی باشد. البته عدم رعایت حریم بین زن و مرد نامحرم در جامعه ممکن است باعث کم رنگ شدن این هدف اولیه بشود. به این صورت که وقتی در جامعه ای زن و مرد نامحرم رابطه صمیمی و خودمانی با هم داشته باشند این راحتی و خودمانی بودن سبب خواهد شد که زن دیگر برای مرد جذابیت بالایی نداشته باشد و به عبارت دیگر جذابیت های زن برای مرد عادی خواهد شد. در طرف مقابل هم زن با ارتباط راحت و صمیمی با مردان نامحرم تا حدود زیادی نیازهای عاطفی‌اش برطرف خواهد شد و زن نیز احساس نیاز خاصی به ازدواج نخواهد کرد و اگر بنا به انگیزه های مختلفی اقدام به ازدواج کند قطعا خیلی دلبسته زندگی نخواهد بود. البته در این میان افرادی خواهند بود که به علت شیفتگی به طرف مقابل زندگی مستحکمی خواهند داشت که البته اگر این شیفتگی ریشه الهی و خدایی داشته باشد ( تشریح کیفیت این شیفتگی نیاز به فرصت دیگری دارد) قطعا نتیجه آن رسیدن به قرب الهی و مقامات معنوی است و اگر ریشه دنیوی و ظاهری داشته باشد قطعا نتیجه خوبی نخواهد داشت. معیارهای مورد توجه در ازدواج هم باید به نسبت اهمیت اهدافی که در ازدواج داریم باشند. به عبارت دیگر چون هدف اصلی ما از ازدواج رسیدن به قرب الهی و مقامات معنوی و انسانی است معیارهای اصلی ما هم باید متناسب با این هدف مربوط به ایمان و تقید و ... شخص باشد. همچنین چون هدف اولیه مثلا در مرد باید تامین نیازهای جنسی باشد باید به عنوان معیار و ملاک فرعی ولی مهم به ویژگی های ظاهری که موثر در تامین نیاز جنسی است توجه داشته باشد و همچنین زن به معیارهایی که مربوط به تامین نیاز عاطفی است باید توجه خاصی داشته باشد. به همین سبب در دین اسلام هم از طرفی تاکید شده است که معیارهای ظاهری نباید به عنوان معیار و ملاک اصلی مورد توجه قرار گیرد و معیار و ملاک اصلی ایمان و تقید و ... باشد. از طرفی به عنوان ملاک و معیار فرعی توجه ویژه ای به تامین نیاز جنسی و عاطفی در زندگی شده است. همچنین متناسب با اهداف ازدواج در مورد مسائل عاطفی برای مرد و تامین نیاز جنسی برای زن هم توصیه های مهمی بیان شده است.
توجه به این نکته ضروری است که آنچه در مورد هدف اولیه در ازدواج برای مرد و زن گفته شد قطعا هدف اولیه است و قطعا در مراحل بعدی برای مرد مسائل عاطفی و برای زن تامین نیاز جنسی اهمیت خواهد داشت. به طوری که آنگونه که روایات می فرمایند شهوت زن بسیار بیشتر از مرد است ولی چون خداوند به تناسب این شدت، حیا برای زن قرار داده است در ازدواج هم (مخصوصا برای دختران مومن و مقید که حیای خود را حفظ کرده اند) هدف اولیه برای زن تامین نیاز عاطفی خواهد بود و پس از ازدواج و از میان رفتن پرده حیا در روابط جنسی قطعا شدت شهوت خود را نشان خواهد داد. به همین نسبت می بینیم که دین هم در مورد این نیاز توصیه های ارزشمندی بیان کرده است. نکته دیگری که توجه به آن ضروری است این نکته است که در اوایل ازدواج در مردان رابطه عاطفی هم رنگ و بوی رابطه جنسی را دارد و در زنان رابطه جنسی هم رنگ و بوی رابطه عاطفی را دارد. رفته رفته با ایجاد صمیمیت و محبت بین زن و شوهر قطعا محبت و صمیمیت به جای روابط جنسی و عاطفی غریزی خواهد نشست و همین محبت باعث پایدارتر و مستحکمتر شدن پایه های زندگی خواهد شد. البته توجه به این نکته هم ضروری است که چه نیاز جنسی و چه نیاز عاطفی در ازدواج یک نوع نیاز غریزی است و با محبت و عشق و روابط قلبی تفاوت دارد. در واقع ازدواج می تواند بستر و زمینه ای برای محبت و عشق حقیقی باشد (معنی عشق حقیقی و عشق کاذب در فرصت دیگری باید مورد بررسی قرار گیرد) ولی نیازهای جنسی و عاطفی که بین زن و شوهر وجود دارد در حقیقت یک نوع نیاز غریزی برای زن و مرد است که ربطی به محبت و عشق و ... ندارد. در حقیقت نیاز جنسی و نیاز عاطفی دو روی غریزه جنسی هستند. نیاز جنسی زن به شکل نیاز به توجه از جانب مرد و نیاز جنسی مرد به شکل تمایل به توجه به زن خواهد بود. به همین جهت هم در اسلام از زن خواسته شده است که با رسیدگی به نظافت و زیبایی خودش (با آرایش و ...) و تقویت جذابیت های زنانه انگیزه کافی برای مرد برای توجه به او فراهم آورد. زن هم باید به این نکته توجه داشته باشد که هیچ وقت به طور مستقیم از مرد تقاضایی را مطرح نکند و تنها زمینه سازی کند که اگر در این زمینه سازی موفق شود قطعا مرد سالم در صورتی که شرایط مهیا باشد به این زمینه سازی جواب مثبت خواهد داد. در غیر این صورت وقتی زن تقاضای مستقیمی از مرد بنماید قطعا به نتیجه مطلوب نخواهند رسید. البته غریزه جنسی چه به شکل نیاز جنسی و چه به شکل نیاز عاطفی پایه های اولیه محبت و عشق در زندگی خواهند بود و خود این غریزه نباید با عشق و محبت اشتباه گرفته شود. ولی متاسفانه در بسیاری از جاها تمایلات غریزی به عنوان محبت و عشق نامیده می شوند و شان عشق و محبت هم پایین می آید. در حالی که محبت و عشق شرایط و نشانه هایی دارند که با وجود نشانه‌ها پی به حقیقی بودن محبت و عشق خواهیم برد که توضیح و تفصیل این معنی نیاز به فرصت وسیعتری دارد. البته همانطور که عرض شد غریزه جنسی چه به صورت نیاز جنسی و چه به صورت نیاز عاطفی می تواند زمینه بسیار مناسبی برای ایجاد محبت و عشق در زندگی باشد که باعث مستحکمتر شدن پایه های زندگی و حتی همراهی دائمی و ابدی و در نهایت سعادت اخروی زن و مرد خواهد بود. کیفیت و نشانه های عشق حقیقی و جاودانی بین زن و مرد قبلا بیان شده است و در آینده هم به قدر فرصت بیان خواهد شد.



کلمات کلیدی : محبت، شهوت، هدف، ازدواج، عشق، هدف ازدواج، معنویت، قرب الهی، هدف اصلی، نیاز جنسی، نیاز عاطفی، غریزه جنسی، آرایش، عشق حقیقی، جذابیت